حسين قرچانلو

278

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

روغن فراوان دارند . مسجد جامع ايشان در جايى به نام سماط كبير در ميان بازار و ميان شهر قرار دارد و از جامع ابن طولون در مصر بزرگتر است و ستونهاى مرمر دارد و با مرمر فرش شده و ناودانهايش از سرب است . شهر دروازه‌هاى متعددى دارد به نامهاى سماط ، صرّافان ، رهادنه ، فضوليان ، مأذنه ، صبّاغيان ، حواريان ، سوق الخميس ، ميضاة ، خاصته ، تمّاران ، لحّامان و سوق رمّاحان . داخل شهر پانزده كوچه به نامهاى ، درب ربيع ، درب عبد الله ، درب تونس ، درب اصرم ، درب اسلم ، درب سوق الاحد ، درب نافع ، درب خدّائين وجود دارد . « 1 » در حدود 390 ق / 999 - 1000 م ابور كوه كه خود را فرزند هشام بن عبد الملك بن عبد الرحمن داخل مىدانست ، از دست منصور بن ابى عامر كه آهنگ قتل او داشت گريخت ، به قيروان آمد و در آنجا به تعليم اطفال پرداخت . در 446 ق / 1054 - 1055 م اعراب بنى رياح و بنى عدى به افريقيه آمدند . معز بن باديس زيرى اكرامشان كرد و عطايا و صلاتى به آنان داد ؛ ولى آنان دست به قتل و غارت گشودند . معز بن باديس با سپاهى به سركوب آنان رفت ؛ ولى شكست خورد و گريزان به قيروان آمد . آنگاه در روز عيد قربان اعراب به ناگهان بر سپاه معز بن باديس تاختند و او را منهزم كردند . در سال 446 ق / 1054 - 1055 م معز بن باديس باروى قيروان را ساخت . معز مردم قيروان را گفت به مهديه كوچ كنند زيرا در آنجا از اعراب بيشتر درامانند . « 2 » بكرى در قرن پنجم هجرى دربارهء مسجد قيروان مىنويسد : نخستين كسى كه محراب آن را بنا نهاد عقبة بن نافع بود . سپس ، حسّان بن نعمان آن را خراب و از نو بنا كرد و دو ستون سرخ رنگ - كه با رنگ زرد مزين شده بود و رگه‌هاى زرد داشت و مانند آن در دنيا نبود - به اطراف محراب اضافه كرد . اين دو ستون از كليسايى واقع در قيساريه آورده شده بود . مىگويند ، قبل از انتقال اين دو ستون به جامع قيروان ، پادشاه قسطنطنيه آن را در طلا گرفته و سپس اجازه داد كه به مسجد جامع ببرند ؛ گويند هركه آن دو ستون را مىديده ، مىگفته كه مانند آن را در هيچ جا نديده است . در زمان خلافت هشام بن عبد الملك ، عامل او در افريقيه نوشت كه مسجد جامع قيروان پذيراى اهالى شهر نيست

--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 319 - 320 . ( 2 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 3 ، ص 81 ، 88 .